حق و باطل

انتخابات ریاست جمهوری امسال با زحمات بی دریغ گروهی مدعی تبدیل شد به فرصتی برای ترور شخصیت، دروغ گویی، فرافکنی ، ریا کاری ، فریب مردم و..و مجری همۀ این اعمال قبیح اصلاح طلبان به سر کردگی موسوی بودند.گویی افرادی که خود زمانی در رأس امور بودند وهیچ توجهی به معیشت مردم نمی کردند اکنون راه رسیدن مجدد به شرایط گذشته و  رسیدن به قدرت را در  توهین و افترا به دولت خادم  جسته است. اما چرا به قدرت رسیدن برای این افراد تا این اندازه حیاتی و مهم است؟ جز آنکه خطری ایشان را تهدید میکند یا اینکه شرایط ویژه خواری گذشته را از دست داده اند. مگر نه آنست که اصلاح طلبان16 سال بر رأس امور بودند؟ آیا این سال ها، فرصت کمی ایست که ملت در اختیار ایشان قرار داد؟ اکنون ذهن ما مردم پر است از معادلات چند مجهولی که ناشی از رفتار و گفتار متمایز این افراد با حافظۀ تاریخی ما است.بنده به عنوان جوانی که شاهد عملکرد دولت اصلاحات بوده ام با مقایسۀ آن با رفتاری که اکنون گروه های مدعی اصلاحات  در پیش گرفته اند آرزو دارم که ای کاش اصلاح طلبان به جای ترور شخصیت انسان دلسوز و فداکاری مثل آقای  احمدی نژاد،این معادلات را  حل کنند.البته نه با روش های خاص خودشان همچون دروغ،افترا،فرا فکنی  وبا استفاده از اطلاعات اقتصادی  که در واقع مربوط به زمان و عملکرد خودشان است،بلکه با صداقت،که البته تشخیص آن با ملت است. آقای خاتمی مگر شما نبودید که در پاسخ به سؤالی در رابطه با عملکرد ضعیف دولت 8 ساله تان در بهبود معیشت مردم گفتید شعارتان از ابتدا توسعۀ سیاسی بوده نه اقتصادی، پس چگونه اکنون مدعی هستید که بیش از دولت نهم در بهبود معیشت مردم تلاش نموده اید؟ آقای خاتمی شما که به  پلمپ کردن  مراکز هسته ای راضی شدید و نزدیک بود به تعطیلی رشته های دانشگاهی مرتبط با علوم هسته ای نیز راضی شوید،پس چگونه با گذشت 4،5 سال  به ناگهان (و البته به اجبار برای رسیدن به مقصود کثیفتان) نگران شأن و منذلت ملت ایران در دنیا شدید؟ آقایان اصلاح طلب؛ آیا شماها نبودید که اندیشۀ امام عزیزمان را به موزۀ تاریخ فرستادید(البته به ضم خود) پس چگونه اکنون به جبر زمانه خود را ادامه دهندۀ راه امام و کاندیدای مورد حمایت خود را محبوب امام می نامید؟ مگر یکی از شما ها نبود که مقلدان مراجع عظیم الشأن را  «میمون» نامید؛پس چگونه بعد از 4،5 سال ناگهان حمایت مراجع از کاندیدای مورد حمایت خود را با افتخار در صدر اخبار بیان می کنید.شما که با آن نظر قبیحتان دل مراجع و مسلمین را شکستید با چه رویی اکنون خود را رهرو مرجع عالی قدر امام خمینی می دانید؟ آقای موسوی؛گویی شما 20سال در خواب بوده اید و ندیده اید که چگونه مشارکتی ها و دوستانشان تز عبور از خاتمی را بیان کردند،  با چه اعتمادی اکنون خود را بازیچه دست مشتی  پول پرست دنیا دوست مادی گرای فرصت طلب کرده اید؟ آقای موسوی ؛ شما که متخصص شناخت خطرات هستید ، چرا هنگامی که امام را به موزۀ تاریخ فرستادند، مسلمین و از جمله شما را(البته اگر خود را رهرو مراجع می دانید) میمون  نامیدند،تورم به 50 درصد رسیدو پیکان 1.5 ملیونی ناگهان 5.5 ملیون شد، حادثۀ کوی دانشگاه رخ داد که می خواستند دست رنج امامی که دم از او میزنید وشهدایی که نگران  خانوادۀ آنها هستید  را به باد دهند، در تعطیلی مراکز هسته ای، در تحصن خفت بار مجلس ششم، و هزار هزار مورد دیگر ،احساس خطر نکردید؟ آقای خاتمی؛مگر شما نبودید که در 16 آذر  سال 83 گفتید صدای دشمنان را از اردوگاه اصلاح طلبان می شنوید،آیا اکنون دستگاه شنوایی تان دچار مشکلی شده یا خود را به نشنیدن  می زنید که حجم وسیعی ازسخنان دوستانتان را که به قول رهبر عزیز تکرار سخنان دشمنان است،نمی شنوید؟ آقای موسوی؛شما که همواره دم از اخلاق و فرهنگ میزنید،آیا راضی میشوید که همین سخنان امروزتان را 4 سال بعد کاندیدای دیگری به شما نسبت دهد؟ (البته اگر رای بیاورید)آیا شده  که لحظه ای به نوع کردار و گفتارتان در این چند روزه بنگرید که چقدر با مفاهیم دینی  وشیعی و آموزه های اسلام متفاوت است؟ آقای موسوی؛ چگونه به خود اجازه دادید برای انحراف افکار عمومی و بیان  موضوعی که در دوران اصلاحات درد دل مردم بوده، وبعد از چند سال سکوت از یک بازیگر در فیلمی که نامش به اصطلاح مستند است، استفاده(سوء استفاده) کنید؟آیا لازم بود  حتما" آقای احمدی نژاد رئیس جمهور شود تا شما ناگهان از خواب خود خواسته  برخیزید و  دلتان برای مشکلاتی چون اعتیاد وبیکاری جوانان بسوزد؟ رهبر عزیزمان در این چند روزه  فرمایشات بسیاری در مذمت توهین و افترا و بکار نبردن اخلاق اسلامی در تبلیغات انتخاباتی کرده اند.آقای موسوی ؛آیا تا به حال به این فکر افتاده اید که مستقیما" مورد خطاب رهبر شما و حامیان افراطی شما بوده است. آقای موسوی؛ آیا شما هنگامی که فائزه هاشمی بر سر مزار شاه مفلوک رفت و  مبارزات پدرش و ملت  را بر ضد شاه لوءس کرد ، در خواب ناز تشریف داشتید که احساس خطر نکرده و اکنون  از ایشان در ستاد انتخاباتی خود استفاده می کنید؟ آقای هاشمی رفسنجانی؛ ما مردم چگونه با این تناقضاتی که بین گفتار شما و رفتار فرزندانتان وجود دارد،کنار بیاییم؟اگر سخنان آقای احمدی نژاد را نشنیده بگیریم، پس با دیده های خود چه کنیم؟هنگامی که در جای جای کشور  ودر هر موضوع اقتصادی کلانی که وارد می شویم، رد پای  فرزندان شما را می بینیم؛ چگونه با خود کنار بیاییم و بعد از وفات امام  باز هم شما را طبق ادعای اطرافیان تان خادم مردم و ذخیرۀ انقلاب  بشماریم.شما که به خود اجازه می دهید مردم پشت سر شما نماز جماعت بخوانند،چطور ترسی از آخرت خود ندارید؟ آیا هیچ فکر کرده اید که گناه گمراهی مردمی که به شما اعتماد کرده اند را چگونه در آخرت پاسخ دهید؟ مگر شما مدعی نیستید  که شیعۀ امام علی (ع)هستید؟پس چرا بویی از مرام آن بزرگمرد نبرده اید؟گر چه قیاس شما  یا هر کس دیگری با علی(ع) از بیخ و بن اشتباه است،ولی آیا نوع زندگی و کردار شما و فرزندانتان با ادعای شیعه بودن ذره ای سنخیت دارد؟ آقایان خاتمی و موسوی و آقای هاشمی؛ آیا کردارتان  همسو با سنت پیامبر(ص) و علی(ع) است؟ یا همسو با کسانی که به محض وفات پیامبر اکرم(ص) فرصت را غنیمت شمردند تا به اهداف پلید خود برسند؟ آقایان خاتمی ،هاشمی،موسوی و آقایان به اصطلاح اصلاح طلب ؛ از آخرت خود بترسید، از نفرین ملت بترسید، بیش از این روح امام عزیز را آزرده نکنید،بیش از این خاطر رهبرمان را که  نایب بر حق امام زمان(عج) نیازارید. بگذارید ملت در فضای پاک اسلامی انتخاب کند و منتخب ملت بدون صرف وقت ملت برای پاسخ به اداعا های دروغین شما به ملت خدمت کند. هر چه از مال دنیا جمع کرده اید برای شما تا نوادگانتان کفایت میکند ،پس بیش از این برای مال دنیا در منجلاب فساد و تزویر و دروغ خود را غرق نکنید.                                                                                                                      به امید ظهور آقا امام زمان تا برچیدن پرده های دروغ و تزویر  

/ 0 نظر / 5 بازدید