چند سوال از کسانی که به موسوی رأی داده اند.

زمانی که زرتشت به دنیا آمد ،پدرش این نوزاد نورانی را در آغوش گرفت و رو به آسمان گفت : این فرزند در آینده با ظلم و جور مبارزه خواهد کرد.

ایرانیان از گذشته های دور روحیه ای حق جو داشتند.آنجا که حتی در افسانه های این سرزمین پهلوانان همواره قدرت خویش را نعمت و هدیۀ خداوند    می دانستند.زنان آریایی حتی قبل از ورود اسلام نیز حجاب را رعایت می کردند و از بی بند وباری نفرت داشتند.با ورود اسلام نیز مردم ایران با تمام وجود پذیرای این دین الهی شدند و اکنون بعد از 1400 سال همچنان به مرام اسلام و شیعۀ علی (ع) بودن خویش افتخار می کنند.        

 حتی  تلاش بی وقفۀ خاندان پهلوی هم موجب نشد که مردم ایران از اسلام روی گردان شوند و به محض بلند شدن ندای حق جوی امام خمینی (ره) به او اقتدا کردند.

اما اکنون که سی سال از عمر این انقلاب می گذرد، گروهی از سیاسیون که از ابتدا نیز با نیرنگ خود را انقلابی نامیده بودند، راه خود از راه انقلاب و مردم جدا کرده اند.

روزی که میر حسین موسوی اعلام کرد که در انتخابات حضور می یابد ، شاید کمتر کسی فکر می کرد شخصی با این پیشینه و سابقه چنین روشی را اتخاذ کند.

بعد از اعلام کاندیداتوری ،افرادی گِرد موسوی جمع شدند و از او حمایت کردند که چند سال قبل و در دوران اصلاحات ، بدترین و سخیف ترین دشمنی ها را با اسلام و اصول انقلاب کرده بودند و متأسفانه آقای موسوی از حمایت این افراد شدیداً استقبال کرد و ستاد انتخاباتی خویش را به آنها سپرد.

گفتار و رفتار این افراد گواه این است که آنها با پوشش آزادی بیان قصد داشتند اصولی که مردم بابت آنها جانفشانی کرده اند  را نابود کنند.

حال روی سخن من با افرادی است که به موسوی رأی داده اند که اگر قلباً اصول این انقلاب را ، همچون اصل مترقی ولایت فقیه، پذیرفته اند؛ ادامۀ این  سلسله مطالب را بخوانند و اگر جوابی منطقی دارند بیان کنند تا در نهایت حقیقت روشن شود. ولی اگر به جمهوری اسلامی و مذهب تشیع پایبند نمی باشند، بهتر است یا با ما همراه نشوند و یا اینکه در اعتقادات  اشتباه خویش  تجدید نظر کنند.

ادامه دارد...

/ 1 نظر / 7 بازدید
شاهد

سلام عزیز؛راست میگی؛از مطالبت لذت بردم موفق باشی؛به ما هم سر بزن یا علی[گل]