انقلاب پا برهنگان یا انقلاب شکمبارگان؟

انتخابات ریاست جمهوری دهم ، فرصتی بود تا اکثر موضوعاتی که گاهاً در خفا و  غیر مستقیم بیان می شد ، به صورت عریان در جامعه نقل شود.یکی از این موضوعات ؛ تقسیم بندی جامعه به دو دستۀ فقیر و غنی بود که از سوی اصلاح طلبان به جد دنبال می شد. به گونه ای که روزنامۀ اعتماد ملی در مطلبی به طور کامل این موضوع را شرح می دهد:                 « این نزاع (بین)  طبقۀ  متوسط و مدرن با هیأت حاکمه ای است که نمایندگی طبقات سنتی را عهده دار است.»    البته در ادامه با توصیف طبقۀ سنتی  مطلب کامل می شود:   «  طبقه سنتی که روستاییان بخشی از آنند و جامعۀ فقرا و محرومان شهرها و حاشیۀ شهرها  در کنار طبقات مذهبی درون شهری را نیز شامل می شود.»                                                              اعتماد ملی 30 خرداد 88  اصلاح طلبان ادعا دارند آرایی که به موسوی تعلق گرفته مربوط به قشر ممتاز جامعه است و عموماً مردم درجه دو(!!) به احمدی نژاد رأی داده اند. اما باید گفت که  این ادعا نوعی نژاد پرستی است که البته ریشه در گذشتۀ اصلاح طلبان دارد.چرا که در دولت های قبلی آنچه که در درجۀ اهمیت آخر قرار می گرفت ، معیشت مردمی بود که پایه های کاخ های ثروتمندان بر شانه های آنان شکل گرفته بود. یعنی این که عده ای به نان شب محتاج باشند و برخی سوار بر مرکب چند صد میلیونی شوند نتیجۀ سیاست های دولت های قبلی است. و اکنون همان افراد آمده اند و رأی همان مردم بیچاره را کم اهمیت جلوه می دهند . در دولت های هاشمی و خاتمی بود که سیاسیون حریمی برای خود ایجاد کرده بودند و قانون اجازۀ ورود به آن را نداشت.آنها با دزدی و نفاق و ریا کاری اموالی را بدست آوردند و اکنون به صاحبان اصلی آن اموال فخر می فروشند.                حال جای سوال است که وقتی آقای موسوی (به اعتراف خودشان) به نمایندگی از طبقه مرفه وارد معرکه شده است ؛ صحبت از پول گوشت و نان شب و کرایۀ خانه بابت چیست؟  اگر آقای موسوی دلشان به حال مردم سوخته ، بهتر است ابتدا به وضعیت اسفناک دانشگاه آزاد رسیدگی کنند که خود از اعضای هیئت امنای آن هستند.جایی که با پول مردم برای خود کاخ می سازند و برای زمین زدن رئیس جمهور مردم از  اموال همان مردم بهره می  برند.   مردم ایران به یاد دارند که مهمترین سیاست اقتصادی دولت آقای رفسنجانی با عنوان تعدیل اقتصادی این بوده که باید یک طبقۀ سرمایه دار ایجاد شود تا چرخ اقتصاد بچرخد.حتی اگر مردم عادی زیر این چرخ له شوند.   همین سیاست موجب رواج رانت خواری شد و پول شویی را از  آفات نظام نمود. اجرا کنندگان این سیاست های کثیف ، چنان خیانتی به جامعه کرده اند که برای از بین بردن نتایج آن باید سالها بگذرد و کسی مثل احمدی نژاد بیاید و تمام هست و نیست خود را بر  روی آن بگذارد. همین است که از بین رفتن این دولت برای رفسنجانی و خاتمی و دوستانشان  اهمیت حیاتی دارد.تا جایی که هاشمی تمام قدرت و سابقۀ خود را در این قمار ، شرط می بندد والبته می بازد.

/ 1 نظر / 6 بازدید