زادبوم


زادبوم مکانی است برای بیان عقاید


یکی از ادعاهای واهی مخالفین نظام اسلامی این است که در ایران آزادی بیان وجود ندارد. اما آیا در دنیای مجازی هنگامی که به یک وبلاگ بر می خورید،در بیان دیدگاه خود محدودیتی وجود دارد؟

بسیاری از وبلاگ نویسان به این موضوع مواجه شده اند که برخی فریب خوردگان در برابر استدلال محکم وبلاگ نویسان انقلابی ، دست به فحاشی می زنند.

نمی دانم شما خواننده گرامی تا به حال این ضرب المثل را شنیده اید یا نه ؟ از قدیم گفته اند " دزد باش ولی مرد باش!" حالا سوال این است که آیا این که کسی در خانه اش بنشیند و مطلبی منطقی بخواند که با آنچه از سوی رسانه های دشمن مملکت در ذهنش فرو کرده اند منافات دارد ، و در جواب هر آنچه که لیاقت خانواده خودش است را بنویسد و ادب نداشته خودش را به رخ بکشد ، شیوه مردانگی است؟کسانی که لیاقت آزادی بیان در یک وبلاگ را ندارند چگونه ادعا دارند که در مملکت اجازه داده شود که هر کس از ننه اش قهر کرد دست به قلم ببرد و بر مقدسات مردم بتازد و با استدلال آزادی بیان کسی هم معترض نشود؟

کسانی که با مطالعه یک مطلب به حق ،حرفی برای گفتن ندارند و با نگاه به خواهر و مادر و ناموس نداشته خودشان نویسنده را نیز به کیش خود می پندارند ، آیا بویی از جوانمردی و انسانیت برده اند؟

من از طرف همه وبلاگ نویسان انقلابی در جواب تمام فحاشی های این گروه اندک می گویم : آب دریا از دهان سگ نمی گردد پلید!!





نويسنده : سجاد جهان بخشی ; ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ دی ۱۳٩٠
طبقه بندی :سیاسی




     «  ژاله خون شد»

   در تاریخ معاصر ایران برخی روزها یادآور  حوادث تلخ و شیرینی است که در حافظۀ ملت ایران ماندگارند. بیست و پنجم بهمن امسال هم برای همیشه ماندگار شد.اگر شانزده آذر را به خاطر شهادت دانشجویان حق طلب توسط ایادی امریکا ، روز دانشجو نامیده ایم ، اکنون باید بیست و پنجم بهمن را  نیز به یاد شهید بزرگوار صانع ژاله ، نام گذاری کنیم.

   باید در تاریخ ایران ثبت شود که آیندگان بدانند حرامزاده ای بود به نام میر حسین موسوی . که زالو صفتانه خود را به انقلاب چسباند و ذخیره ای بود برای روزی که به پشتوانۀ اربابانش نیرنگ پلید خود را نشان دهد و فتنه ای درست کند تا به خیال خامش کشور را دو دستی تقدیم آنها نماید، باشد که تکه استخوانی هم گیر او بیاید!

   یادمان نرفته که در گرماگرم کثافت کاری هایش ، مریم رجوی آن پلید منافق با تشکر از فتنه گران ، ادعا کرد که  آماده است  پس از پیروزی میر حسین پست ریاست جمهوری را در دست بگیرد!! حتماً این وسط نقش زهرا رهنورد هم تعیین شده بوده ، شارژر دولت (!!) مریم رجوی!  و این یعنی اینکه شخص میر حسین موسوی حتی برای اربابانش هم حقیر و ناچیز است.

   آیندگان باید بدانند که در چه کشوری زندگی می کنند .کشوری که مردمش با وجود سیل تبلیغات دروغ و مشمئز کننده ، فریب حیله گری میر حسین را نخوردند و حتی آن عده که به او رأی دادند ، پس از رو شدن حیله گری های موسوی روباه صفت ، در حماسۀ عظیم نُه ده هشتاد و هشت ، رأی خود را پس گرفتند. و موسوی ماند مشتی شیطان جوی خدا نشناس که به دستورش همچون یزیدیان روز عاشورا به صف نمازگزاران ظهر عاشورا با سنگ حمله کردند .

   آیندگان باید بدانند که میر حسین موسوی خائن ، توسط  سگ های صهیونیست ها  همچون سروش و گنجی و مهاجرانی و ... حمایت می شد .سگ های ترسویی که به دامن امریکا و انگلیس گریخته اند و از هیچ توهینی به مقدسات مردم مسلمان ابایی ندارند.

  آیندگان باید بدانند که میرحسین موسوی میهن و مردم را به رقاصه ها و  همجنس بازان فروخت.

  آیندگان باید بدانند که میر حسین حرامزاده ای بود که افتخار می کرد امید اول صهیونیست های وحشی صفت برای مبارزه با مردم ایران باشد.

    نسل های آینده باید بدانند که میر حسین روباه مکاری بود که ابتدا  چهرۀ پلید خود را زیر نقاب انقلابی بودن پنهان می کرد.ادعا می کرد که برای وطن احساس خطر کرده که پا به کارزار انتخابات گذاشته ، در حالی که خودش بزرگترین خطر  برای میهن بود.

   میر حسین گرگی بود که جنون قدرت داشت و بی ناموسی بود که می خواست وطن را که مهم ترین ناموس مردم است ، در اختیار بیگانگان قرار دهد. ضحاکی بود که قصد داشت خون جوانان را بمکد.

  و شهدایی چون صانع ژاله ، ناصر امیر نژاد ،محمد مختاری و ...  با خون خود موسوی پست فطرت را رسوا کردند تا آیندگان بدانند که میر حسین موسوی که بود و چه کرد و چگونه نابود شد.

 

 





نويسنده : سجاد جهان بخشی ; ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٩
طبقه بندی :سیاسی




        از دست بوس میل به پا بوس کرده ای                 خاکت به سر ترقی معکوس کرده ای!

 

شکست مفتضحانۀ فتنۀ سبز ، حمایت غیرتمندانۀ ملت ایران از ولایت فقیه ،  حضور اقیانوس عظیم مردم در نه دی 88 که بر سر موسوی و کروبی آوار شد ، موفقیت ایران اسلامی در مذاکرات هسته ای ، موفقیت ملت و دولت در اجرای قانون هدفمندی یارانه ها و ...

این ها همه فقط تعدادی از شکست هایی است که در این دوسال اخیر بر امریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی تحمیل گردیده است.اما قیام مردم کشورهایی چون تونس و مصر ، آن هم بر علیه مزدوران امرکایی که بر آنها حکومت می کردند ، به نوعی کمر استکبار  جهانی را شکسته است. عجیب نیست که برای فرار از حقارت ناشی از شکست ، مصرانه ادعا می کنند که مردم مصر فقط انگیزه های اقتصادی دارند. اما حقیقت ماجرا در میدان التحریر روی می دهد ، نه در استدیوی بی بی سی .

حقیقت این است که ملت غیور ایران سی و دو سال قبل با انقلاب خود اسطورۀ قدرت امریکا را شکستند و استکبار را تحقیر کردند.  بعد از آن بود که حرکتهای انقلابی و اسلامی به تدریج شکل گرفت.رشته ای که از انقلاب اسلامی ایران شروع شد و تا انقلاب جهانی ولی عصر ادامه دارد.

بیخود نیست که ارکان خارج نشین فتنۀ سبز ، به وضوح به یکی از مهمترین اعتقادات مردم یعنی وجود مبارک حضرت ولی عصر ( عج) حمله می کنند.

حال اگر به تمامی این شکست ها حمایت اقیانوس عظیم ملت ایران را از قیام مردم مصر در 22 بهمن  اضافه کنیم ، متوجه می شویم که چرا امریکایی ها  به میر حسین موسوی و کروبی دستور داده اند که از ملت ایران انتقام بگیرند . این شد که موسوی و کروبی نسبت به اربابان خود احساس وظیفه کرده و  از اندک هواداران خدانشناس خود دعوت کردند که به دستور ارباب بزرگ چند سطل زباله را به آتش بکشند .بلکه بتوانند توجه ملت ها را از انقلاب مردم مصر  منحرف کرده و به خود جلب کنند.در حالی که تمام دنیا پی به حقارت آنها برده اند و این حرکات نمی تواند جنازه هایی چون موسوی و کروبی و خاتمی را دوباره زنده کند.

این ها همه نشان می دهد که موسوی و کروبی ترقی معکوس (!) کرده اند.اگر سال گذشته به قول سران صهیونیست ، امید آنها بر علیه مردم انقلابی ایران بودند ، بعد از له شدن زیر پای مردم ایران ، تبدیل به نوکرانی شده اند که له له می زنند تا اربابشان دستوری بدهد و خودی نشان بدهند.

اما موسوی و کروبی و دوستانشان باید بدانند که ملت ایران به مزدورانی چون آنها ، تف هم نمی اندازند.

 

   خر وقتی از سر داخل طویله نمی رود ، از دم داخلش می کنند!

اما مسخره ترین و مضحک ترین حرف ، ادعای اخیر موسوی است که انقلاب اسلامی مردم مصر را به فتنۀ حقیر سبز خود مربوط دانسته است!!

در حالی که مردم مصر بر علیه یک مزدور امریکایی قیام کرده اند که به شدت از طرف رسانه هایی چون بی بی سی حمایت می شد و قهرمان ملی نام می گرفت و از این طرف موسوی و کروبی ، مزدورانی هستند که بر علیه مردم ایران و با پشتیبانی امریکا و انگلیس و حمایت رسانه ای آنها فتنه کرده اند و اکنون منفورترین افراد نزد ملت ایران هستند.

چگونه می شود این دو را با هم جمع کرد؟جمع نقیضین!!

حمایت موسوی مزدور از قیام ملت مصر بر علیه حسنی مبارک مزدور!!!

تمام این ها نشان می دهد که پند و اندرز ملت انقلابی ، بر رسوای مادرزادی چون میر حسین اثر ندارد.22 ماه است که  حرامزادگانی چون موسوی و کروبی ، هر غلطی که می خواهند ، می کنند. هر مزخرفی که دلشان می خواهد می گویند و هر دستوری که از اربابانشان می رسد ، کنیز وارانه انجام می دهند.و هر بار نیز از مردم تو دهنی می خورند.

اما وقتی با زبان خوش دست از خیانت بر نمی دارند و سر در آخور خود نمی کنند ، چه باید کرد؟  اگر اندکی عقل داشتند ، بعد از حماسۀ 9 دی 88 باید حساب کار دستشان می آمد .

       

   تغاری بشکند ماستی بریزد             جهان گردد به کام کاسه لیسان!

    این خوش خدمتی موسوی و کروبی  با عث شد که حتی خاندان منفور پهلوی هم برایشان سوت و کف بزنند. اصولاً دستگاه سخن پراکنی بی بی سی دمش به دم موسوی بسته است و به محض فعال شدن این کفتار ، آن یکی هم شروع به پارس کردن می کند.

   همین چند روز قبل ، میلیون ها نفر از مردم مسلمان ایران در جشنوارۀ سالگرد پیروزی انقلاب حضور یافتند .اما این حضور اقیانوس وار ملت غیور ، تبدیل شد به یک خبر نیم خطی از راهپیمایی هزاران (!)نفر در (فقط) تهران !!  انگار در سایر نقاط کشور مردم پای مزخرفات بی بی سی نشسته بوده اند!

    ولی فقط کافی است موسوی کفتار  ، برای اربابانش دمی تکان بدهد و خوش رقصی از کروبی مشاهده شود.  ده ، بیست نفر اوباش کرایه ای در گوشه ای از این مملکت هفتاد میلیونی ، وحشی گری کنندو بی ناموسی خود را عیان نمایند.  در بی بی سی چنان با آب و تاب به آن می پردازند که انگار در ایران حادثه ای شبیه انقلاب مصر رخ داده است و چند خائن مواجب بگیر صهیونیست ها را دعوت می کنند که دور هم جمع شوند و این تجمع خیالی را تحلیل کنند!

    اما این بار این رسوایی دامن خود بی بی سی را هم گرفت.به طوری که در ارتباط مستقیم با تهران ، شعار مرگ بر انگلیس از تلویزیون بی بی سی پخش شد ! و مجری بیچاره که به مِن و مِن افتاده بود ادعا کرد که  به خاطر نداشتن خبرنگار این تجمعات را تأیید نمی کند!!  در حالی که لحظاتی قبل بارها و بارها خبر راهپیمایی میلیونی سبز از تلویزیون دروغ پرداز بی بی سی پخش شد و حرفی  هم از عدم تأیید آن در میان نبود.

 

                       مگس کاری نمی تواند بکند ، فقط باعث چندِش می شود!    

   اما موسوی وکروبی و سایر سگ های صهیونیست باید بدانند که آنها و اربابانشان در این 32 سال هر عمل خبیثی که از دستشان برمی آمده ، دریغ نکرده اند .در همین 22 ماه اخیر چه خباثت ها که از موسوی و کروبی و خاتمی که سر نزد.چه کثافت کاری ها که انجام نشد.خباثت همین افراد چند خانواده را داغ دار کرد.ولی نتیجۀ تمام این خباثت ها بیداری بیشتر مردم ایران شد.تا جایی که در حماسۀ 9 دی پرندگان روی شاخه های درختان نیز بر موسوی و کروبی و خاتمی لعنت می فرستادند!!

 





نويسنده : سجاد جهان بخشی ; ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٩
طبقه بندی :سیاسی




روز خدا

1- امروز سالروز حماسه 9 دی است. روزی که مردم خداجو و آرمان خواه ایران با تکیه بر ولایتمداری و در پاسداشت ارزشهای اسلامی و انقلابی با حضوری بی نظیر در صحنه دفاع از نظام حاضر شدند و بساط فتنه 88 را برچیدند. 9 دی نقطه عطفی در تاریخ ملت ایران شد و به تمامی اجانب و جیره خواران آنان فهماند که با مقدسات و اعتقادات این مردم نمی توان بازی کرد. مردان و زنان ایران اسلامی با حضور آگاهانه و هوشیارانه خود، زیباترین تجلی بصیرت دینی را به نمایش گذاشتند و حماسه ای جاوید آفریدند.
9 دی روز مجاهدت بود. روز تهذیب روح ملت از زنگاره های شبهه و انگاره های فتنه گرانی که در سایه تلاش دشمنان و بداندیشان، سعی می کردند بین مردم و نظام فاصله انداخته و آنان را از آرمانهای امام و انقلاب دور سازند. 9 دی روز کشف و شهود ملت ایران بود؛ در مقابل کسانی که خود را متعلق به انقلاب و فرزند آن معرفی می کردند و صدالبته دانسته و عامدانه تیشه کین و حقد خود را به ریشه های استوار آن می کوبیدند و از سوی دیگر فریاد وا مظلوما در مقابل مردم سر می دادند. 9 دی روز تبلی السرائر انقلاب بود. روزی که پرده ها فرو افتاد، غبار فتنه خوابید و فتنه گران رسواتر از همیشه به کنج تنهایی و بی هویتی خویش خزیدند.
رهبر معظم انقلاب حضور عظیم و تعیین کننده ملت مومن، با بصیرت و غیرتمند ایران را در راهپیمایی سراسری 9دی، تجلی دست قدرت خدا و حرکتی ماندگار در تاریخ انقلاب خوانده و تاکید می کنند: «سلطه گران و جریانهای ضددین که امروز در شرایط غبارآلود فتنه در مقابل نظام و انقلاب شعار می دهند، همان کسانی هستند که سالها زیر پرچم مبارزه با امام و انقلاب صف آرایی کرده بودند و مردم نیز با درک همین شاخص و حقیقت، حضور تعیین کننده خود را در حفظ نظام و انقلاب بار دیگر ثابت کردند.»
بعد از آن که مردم به عمق توطئه دشمنان خارجی و فتنه گران داخلی و سران فتنه جوی آنان پی بردند، برای حفظ دین، کشور و ارزش های انقلاب، لازم دیدند که گسترده و پرتوان به صحنه بیایند. مردم بارها ثابت کرده اند که با درایت و بصیرت، در خط اسلام و انقلاب، امام(ره) و رهبرمعظم انقلاب حرکت کرده و در شرایط حساس و دشوار بهترین موضع را گرفته و دست به انتخابی صحیح می زنند. 9 دی 88 «احساس مسئولیت» حرف اول را می زد. مردم دیدند که حضور جانانه تنها راه اعلام وفاداری به انقلاب و رهبری و شکست کینه جویان و فتنه انگیزان است. آمدند و حماسه ای بزرگ خلق کردند.
حوادث تلخ 88 عبرت آموزی های زیادی برای همه داشت. هرچند در روزهای نخست، حوادث آنچنان پیچیده نمی نمود، اما خیلی طول نکشید که در سایه بصیرت نافذ رهبرحکیم و فرزانه انقلاب، پرده ها از توطئه ای هدفمند و برنامه ریزی شده کنار زده شد. فتنه گری ها چیزی فراتر از یک اعتراض بود. هدف اصلی نظام، ارزش های اسلامی و ثقل انقلاب یعنی ولایت فقیه بود.
قدری به روزهای حادثه برگردیم. اتفاقات بعد از انتخابات در حالی شکل می گرفت که عناصر خودفروخته و عده ای هم از سر بی خبری و بی بصیرتی، دشمن را در هدف شوم خود کمک می کردند. برخی مواضع عجولانه خواص و یا سکوت مهلکی که هیچ توجیهی برای آن نمی توان یافت، خواه ناخواه قطعات پازل و نقشه دشمن را به مرور کامل می کرد.
آنان که دشمن بودند با نقشه ای از پیش طراحی شده با تمام قوا توسط ایادی فتنه نقشه های خود را دنبال می کردند. عده ای نیز خواسته یا ناخواسته در دام دسیسه دشمن افتاده، برخی با شک و شبهه روزگار را سپری می کردند و گروهی نیز در میانه غبارآلودگی و مجهول بودن مرز حق و باطل، مات و مبهوت بودند. اگر هوشمندی و هوشیاری رهبری انقلاب نبود و بصیرت دلسوزان انقلاب 9 دی را رقم نمی زد، چه بسا بساط فتنه و فتنه گری ها به این زودی ها جمع نمی شد.
اما حوادث دردناک عاشورای 88 و اهانت به ساحت قدسی حضرت سیدالشهدا(ع) آخرین حلقه عملیات میدانی فتنه گران بود. مردم مسلمان و عاشورایی ایران که جسارت به عزیزترین مقدسات خود را شاهد بودند، به خشم آمده و به فاصله چند روز پس از این واقعه، با شور حسینی در دفاع از انقلاب و نظام و رهبری به پاخاستند.
2-انقلاب اسلامی، انقلابی عاشورایی و مبتنی بر ارزشهای اسلامی و دغدغه های اخلاقی است. انقلاب خمینی(ره) برگرفته از همان مطالبات و با پیروی از قیام حضرت اباعبدالله(ع) آغاز و به پیروزی رسید. حماسه حضور 50 میلیونی مردم در راهپیمایی 9 دی 88، بار دیگر خاستگاه عاشورایی و ماهیت معنوی انقلاب را یادآور شد. مردم با همان شور حسینی که در میدان جنگ علیه دشمن کافر می جنگیدند، به میدان دفاع از نظام و انقلاب آمدند و کید و فتنه دشمنان را به خودشان بازگرداندند.
رهبر معظم انقلاب 9 دی را حاصل هوشیاری مردم و درک آنان از شرایط برشمرده و تاکید می کنند: «اگر صدها بار برای نعمت هوشیاری این ملت، سجده شکر به جا آورده شود، باز هم کم است.»
مردم به درستی اطاعت از ولی امر خود را اطاعت از رسول خدا(ص) و ائمه(ع) و تضعیف این رکن رکین را تضعیف ولایت معصومین(ع) می دانند. نوک پیکان فتنه 88 بدون تردید بیش از هر چیز و هرکسی به سمت «ولی فقیه» نشانه رفته بود.
پاره کردن و آتش زدن تمثال حضرت امام(ره) و شعارهایی که با صراحت، تنفر آنان را از ولایت فقیه علنی می کرد، به خوبی نشان می داد که در پس فتنه گریها، دشمن دنبال زدن عمود خیمه انقلاب است. 9 دی نشان داد پندارها و اوهام باطل فتنه گران که تصور می کردند رهبری انقلاب از پشتوانه مردمی برخوردار نیست، خیال خامی بیش نبوده و سربازان ولایت در دفاع از «ولی» خود کوچکترین تردیدی را جایز نمی دانند.
3- غبار فتنه فرو نشست اما فتنه فتنه گران تمام نشده است. این روزها که دولت دست به جراحی بزرگ اقتصاد کشور زده و قانون هدفمندی یارانه ها را اجرا می کند، کار عمده سایت ها و روزنامه های وابسته به سران فتنه، سمپاشی علیه دولت، ناکارآمد جلوه دادن دستگاه اجرایی کشور و ایجاد هراس و شکاف بین مردم و حاکمیت است.
امروز هر کاری که بتواند به اجرای قانون هدفمندی یارانه ها لطمه بزند، مطلوب و مورد طمع دشمن است. آنان باجوسازی ها و ایجاد جنگ روانی طی ماههای گذشته تلاش کردند تا دولت را ضعیف جلوه داده و با القای نگرانی بی حد وحصر و تورم 60درصدی و...اجرای قانون هدفمندی را به محاق ببرند. هرچند از عزم دولت اصولگرا و اقتدار آن برای عملیاتی کردن این قانون خبر داشتند و تصور می کردند می توانند بار دیگر پروژه اعتراضات خیابانی را کلید بزنند، ولی همراهی و همدلی مردم با دولتمردان در اجرای قانون هدفمندی، همه تیرهای آنان را به سنگ جهالتشان برگرداند.
مردم نیز باید با هوشمندی و درایت مبالغ دریافتی یارانه ها و مصرف خود را مدیریت کنند تا بتوانند از نظام اقتصاد یارانه ای به سلامت عبور کرده و بستر لازم را برای تحقق عدالت اقتصادی فراهم نمایند.
4- از نامه نگاری ها، صدور بیانیه و سایر اظهارات برخی از سران فتنه برمی آید که قصد دارند با ظاهرفریبی، بازگشت خود را به آغوش نظام اعلام نمایند. مهمترین هدف پروژه جدید، علم کردن دوباره اردوگاه اصلاح طلبان و بازسازی مجدد آنان است. سال آینده انتخابات مجلس شورای اسلامی را در پیش داریم. به نظر می رسد که آقای خاتمی با ابراز برائت از دیگر سران فتنه و به عنوان کسی که روزگاری خود را رهبر اصلاح طلبان قلمداد می کرد، بار دیگر با نگاه به انتخابات آتی مجلس، سودای تجدید حیات سیاسی خود و دوستانش را در سر می پروراند.
آقای خاتمی باید قبل از هر چیز پاسخگوی نقش آفرینی خود در ماجرای فتنه 88 بوده و درباره نسبت خویش با سرخط های خارجی جریان فتنه در پیشگاه ملت توضیح بدهد.
مسئولیت خونهای بی گناهانی که به زمین ریخته شد و خسارتهای مادی و معنوی بی شماری که به کشور و نظام وارد آمد، بدون تردید بر گردن سران فتنه است. آقای خاتمی یا هر کدام دیگر از آنان، پیش از هر چیز باید درپیشگاه عدالت و مردم پاسخگوی این موارد باشند.
5- رهبر معظم انقلاب 9 دی را یوم الله خواندند. راه انقلاب، راه خدایی و برگرفته از عاشورا و نهضت معصومین(ع) است. راهی است که- انشاءالله- به ظهور حضرت حجت(عج) ختم خواهد شد. این راه با دسیسه و سنگ پرانی کسی مسدود نمی شود. چراغ پرفروغ انقلاب اسلامی با این باد های مسموم خاموش نخواهد شد. انقلاب باقی خواهد ماند تا به انقلاب جهانی منجی عالم(عج) پیوند بخورد، تا روزی که مظلومان و مستضعفان جهان بر تارک رفیع شرف و کرامت انسانی بنشینند.
حمید امیدی

 





نويسنده : سجاد جهان بخشی ; ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ دی ۱۳۸٩
طبقه بندی :سیاسی




راست بگو، نهان مکن !

1- مهرماه سال 1376 بود و 2 ماه قبل از برپایی کنفرانس سران کشورهای اسلامی که قرار بود آذرماه همان سال و برای اولین بار در تهران برگزار شود. آقای دکترحسن روحانی دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی از مسئولان رسانه های کشور دعوت کرده بود تا درباره اهمیت کنفرانس سران و نقشی که رسانه ها می توانند در انعکاس اخبار اجلاس و مسائل پیرامونی آن داشته باشند، رایزنی و تبادل نظر کند. آن روزها در روزنامه کیهان سلسله گزارش های مستندی با موضوع «ثروت های بادآورده» را به دست چاپ می سپردیم و پرونده های متعددی از غارتگری بیت المال که حاصل تلاش میدانی خبرنگارانمان بود را برای اطلاع مردم و پی گیری مسئولان می گشودیم. در نشست آن روز شورای عالی امنیت ملی، آقای غلامحسین کرباسچی، شهردار وقت تهران که مدیرمسئول روزنامه تازه تاسیس همشهری نیز بود، خطاب به آقای دکتر روحانی، رئیس جلسه گفت: پیشنهاد می کنم روزنامه کیهان در این فاصله 2ماهه تا برگزاری اجلاس سران، گزارش های خود درباره دله دزدی ها- دقیقاً با همین تعبیر- را متوقف کند که باعث آبروریزی نشود! آقای روحانی که قصد داشت مذاکرات جلسه را جمع بندی کند نظر نگارنده را جویا شد که به ایشان گفته شد؛ پیشنهاد بنده آن است به جای توقف سلسله گزارش ثروت های بادآورده در کیهان، از «دله دزدها» بخواهید برای حفظ آبروی کشور، لااقل دراین دو ماه باقیمانده تا اجلاس سران، از دله دزدی دست بردارند و غارت بیت المال را دستکم برای همین دو ماه متوقف کنند! و توضیح داده شد چرا باید به جای نهیب بر غارتگران بیت المال، روزنامه کیهان را که نسبت به این غارتگری ها هشدار می دهد، سرزنش کرد؟!
2- یادداشت روز چهارشنبه- 1/10/89- کیهان با عنوان «حرکت از پله دوم» اشاره ای گذرا و مستند به هویت منافقانه عوامل و سران فتنه داشت و با برشمردن نمونه های غیرقابل انکاری از دشمنی ها و کینه توزی های آنان نسبت به اسلام و انقلاب و امام(ره)، از برخی مراجع عظام تقلید درخواست شده بود در ملاقات با خانواده و نزدیکان عوامل بازداشت شده فتنه که مطابق شواهد موجود از سوی ستادهای بیرونی فتنه و دنباله های داخلی آنها برنامه ریزی و هماهنگ می شود، مراقب شگرد «حرکت از پله دوم» باشند و چنانچه قصد شنیدن سخنان و یا نظرات این خانواده ها را دارند، نظر و موضع خویش درباره حرمت شکنی فتنه گران علیه انقلاب و اسلام-و حتی رسول خدا(ص) و ائمه اطهار(ع)- را نیز مطرح بفرمایند تا خدای نخواسته، از اینگونه ملاقات ها به عنوان حربه و ترفندی برای مخدوش کردن ساحت ارزشمند مراجع عظام سوءاستفاده نشود، که متاسفانه شده است.
یادداشت مورد اشاره کیهان خیلی زودتر از آنچه انتظار می رفت، به هدف اصابت کرد و سران و عوامل فتنه در داخل و خارج بدون کمترین اشاره به اسناد ارائه شده در آن یادداشت که در وطن فروشی و خیانت آنان تردیدی باقی نمی گذاشت، به گونه ای- مثل همیشه- ناشیانه، تلاش کردند یادداشت کیهان را اهانت به مراجع عظام معرفی کنند!! و توضیح ندادند چرا از اطلاع رسانی مستند کیهان- که وظیفه مطبوعات است- آنهم به مراجع عظام- که از اصلی ترین حلقه های برجسته نظام هستند- اینگونه برآشفته و خشمگین شده اند! بدیهی است که کیهان به پیروی از فرمول ماندگاری که امام راحل(ره) ارائه فرموده اند، از خشم و عصبانیت سران فتنه و حامیان بیرونی آنها به وجد می آید و خدای مهربان را شاکر است که دشمنان اسلام و انقلاب و امام(ره) و سرسپردگان بی چون و چرای مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس را به خشم آورده است.
3- اکنون به گزاره های زیر توجه کنید؛
«تقلید از مراجع کار میمون است»! «روحانیت، قشری گرا و انحصارطلب است»! «روحانیت به جای عاقل پروری، عوام پروری و مقلدپروری می کند»! «اصلی ترین مانع دموکراسی در کشور ما، آن است که در ایران هنوز خدا نمرده است»! «امامان معصوم هم قابل نقد هستند»! «نه فقط به پیامبر و امامان، بلکه می توان به خود خدا هم اعتراض کرد و او را ]نستجیربالله[ فتنه گر نامید»!«قرآن قابل نقد عقلی و تجربی است»! «اطاعت از پیامبر در مسائل اجتماعی لازم نیست»! «فرهنگ شهادت خشونت آفرین است»! «جوانانی که به مسجد می روند از نظر ساختار فکری و روانی ضعیف هستند»! «هیئت های مذهبی منشأ خشونت اند و بسیجی ها اعضای تشکیل دهنده این هسته ها می باشند»! «مظاهر دینی، چون حجاب و حیای زنان، نماد عقب افتادگی است»! و.....
تمامی این گزاره ها و صدها نمونه دیگر که اشاره به آن در این مختصر نمی گنجد، بدون کمترین دخل و تصرف از مصاحبه ها، سخنرانی ها و روزنامه ها و نشریات مدعیان اصلاحات، یعنی عوامل اصلی فتنه 88 استخراج شده و به صورت مکتوب موجود است.
خودتان قضاوت بفرمائید؛ آیا این جماعت که حریم اسلام و پیامبر خدا(ص) و ائمه اطهار(ع) را به صورت آشکار و بی پرده شکسته اند، می توانند به مرجعیت و ساحت مقدس و واجب الاحترام مراجع عظام کمترین اعتقادی داشته باشند؟! چنانچه پاسخ این سؤال منفی است - که منفی است- پرسش بعدی آن است که اگر سران فتنه با پوشاندن چهره واقعی خود و بهره گیری از خانواده ها و نزدیکان برخی از عوامل زندانی فتنه قصد مظلوم نمایی و ارائه گزارش های غلط به معدودی از مراجع عظام را داشته باشند، آیا اطلاع رسانی درباره هویت آنها- و نه خانواده های آنان- و هشدار نسبت به سوءاستفاده مدیریت بیرونی فتنه از اینگونه ملاقات ها، وظیفه و رسالت یک رسانه نیست؟! و آیا نباید به دو یا سه مرجع عالی مقام خبر داد که چنانچه در این ملاقات ها، نسبت به هویت فتنه گران اعلام برائت نکنند دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آنها از این ملاقات که با نیت خیرخواهانه و خداپسندانه صورت گرفته است سوءاستفاده کرده و در تبلیغات خود از آن به نشانه- نستجیربالله- همراهی با فتنه گران و اعتقادات سخیف و غیراسلامی آنان، یاد می کنند؟!
4- گفتنی است و خنده دار نیز هست که آقای محمد خاتمی در دیدار با جمعی از همفکران و همراهان خود در فتنه 88، ضمن تلاش ناشیانه برای پوشاندن خیانت های خود- که در ستون اخبار ویژه امروز کیهان به آن اشاره شده است- درباره اهانت به مراجع نیز، ابراز نگرانی کرده است! و توضیح نداده که مگر ایشان و دوستان فتنه گرشان «تقلید از مراجع را کار میمون»! نمی دانستند؟! و مگر خدا و پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) را هم قابل انتقاد نمی دانستند؟! و آیا آنچه در بند سوم این نوشته آمده است، نظرات مکتوب و مضبوط یاران آقای خاتمی در جبهه اصلاحات و در جریان فتنه 88 نبوده است؟! حالا چه شده که آقای خاتمی آن عقاید انحرافی و خیانت های آشکار به اسلام و انقلاب و امام(ره) را موجه و نشانه دموکراسی می داند ولی اطلاع رسانی خیرخواهانه کیهان به دو مرجع گرانقدر درباره هویت واقعی سران فتنه و عوامل وابسته آن را قابل اعتراض تلقی می کند؟!
جناب خاتمی! مگر شما نبودید که حداقل دو ملاقات محرمانه و پنهان با جرج سوروس، سرمایه دار معروف صهیونیست و یکی از اصلی ترین مدیران کودتاهای مخملی داشتید؟ آیا فراموش کرده اید در حالی که جهان اسلام از کاریکاتورهای اهانت آمیز نسبت به ساحت مقدس رسول خدا(ص) به خشم آمده بود، جنابعالی با آقای «راسموسن» دبیرکل ناتو و کسی که آشکارا از آن کاریکاتورهای موهن حمایت کرده بود، ملاقات فرموده و دست وی را در مقابل دوربین های تلویزیونی به نشانه دوستی فشردید؟ شما نبودید که نسخه دیکته شده جرج سوروس، جین شارپ و ریچارد رورتی برای کودتاهای مخملی را همراه با سایر دوستان فتنه گرتان بی کم و کاست به اجرا گذاشتید؟! آیا حضرتعالی در جریان فتنه 88 با منافقین، بهایی ها، سلطنت طلب ها، مارکسیست ها، پژاک و... آشکارا ائتلاف نکرده بودید؟! آیا شما و دوستان همفکرتان نبودید که نتانیاهو با عنوان «سرمایه بزرگ اسرائیل در داخل ایران»! از شما یاد می کرد و شیمون پرز به لقب «کسانی که به نمایندگی از اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران می جنگند»! مفتخرتان کرده بود. در عاشورای 88 در کنار اهانت کنندگان به ساحت مقدس حضرت امام حسین(ع) به حمایت ایستادید، همراه با دیگر سران فتنه در روز مبارزه با استکبار جهانی به نفع آمریکا شعار دادید، روز قدس به دفاع از اسرائیل گلو پاره کردید، مسجد آتش زدید، بسیجی به قتل رساندید و....
و بالاخره سران فتنه باید مطمئن باشند مردم هوشیاری که 9 دی را آفریدند آنهایی را که در «بدر» به روی قرآن شمشیر کشیدند به خوبی می شناسند و اجازه نمی دهند در «صفین» دیگری به نفاق، قرآن بر نیزه کنند و....

دوش چه خورده ای بتا راست بگو نهان مکن
چون خمشان بی گنه روی بر آسمان مکن
باده خاص خورده ای نقل خلاص خورده ای؟
بوی شراب می زند خربزه در دهان مکن!

حسین شریعتمداری

 

 






نويسنده : سجاد جهان بخشی ; ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ دی ۱۳۸٩
طبقه بندی :سیاسی




       گزارش اپوزیسیون از مزدوری اصلاح طلبان فراری در غرب
«هر وقت یکی از اصلاح طلبان از ایران خارج می شود من عزا می گیرم! تجربه به من می گوید که جز انگشت شماری از اینان، به زودی در آغوش دولت ها، سازمان ها و لابی های راست گرا می افتند و یا توجیه گر رابطه و کمک گرفتن از دولت های خارجی در مبارزه می شوند.»
اینها عباراتی است که محمود دلخواسته از عناصر اپوزیسیون مقیم لندن (از طرفداران بنی صدر) در واکنش به درخواست اخیر «کاتب فراری خاتمی» از اوباما نوشته است. بابک داد اخیرا از اوباما خواسته اموال بلوکه شده ملت ایران را به جمهوری اسلامی پس ندهد و آن را در اختیار اپوزیسیون اصلاح طلب قرار دهد.
محمود دلخواسته در واکنش به گدایی علنی اصلاح طلبان از رئیس جمهور آمریکا نوشت: وقتی یک اصلاح طلب برای ادامه مبارزه از وطن خارج می شود، اولین اصلی را که زیر پا می گذارد، اصل استقلال داشتن در مبارزه می باشد. روشنفکران اصلاح طلب، با مقوله وطن، از منظر تئوری جهانی شدن و از بین رفتن استقلال ملی و برداشته شدن مرزها، که امثال آقای مرتضی مردیها از مروجان آن بوده اند، برخورد می کنند.
این اپوزیسیون لندن نشین در توجیه دلیل دیگر رفتار خیانت آلود اصلاح طلبان می نویسد: زندگی در غرب، عدم آشنایی به این نوع از زندگی و نداشتن تخصصی که امکان امرار معاش در این جوامع را بدهد، فشار مالی را نیز بر آن می افزاید و در این رابطه است که سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی غرب، به سرعت وارد عمل می شوند و در پوشش استخدام در بنیادهای مختلف تحقیقی و مطالعاتی و یا، در مورد آقای اکبر گنجی، با دادن جوایز همراه با پولهای هنگفت خبرنگاری، از طریق سازمانهای دست راستی این افراد را جذب خود می کنند. البته وابستگی مالی، خواهی نخواهی وابستگی فکری و سیاسی را نیز به دنبال خواهد داشت.
وی افزود: آخرین سفیر ایران در ایتالیا قبل از حوادث خرداد 1360، که استعفا داده بود، نقل می کرد که بعد از استعفا، سازمان سیا، آگاه از در مضیقه مالی قرار گرفتن او، با او تماس گرفته بودند و پیشنهاد کمک مالی، تحت عناوین مختلف را کرده بودند. منظور این است که این سیاستی می باشد که غرب، به ویژه دولت آمریکا همیشه به گونه ای سیستماتیک از آن استفاده کرده است. از مثال های واضح و مشخص آن، خارج شدن آقای محسن سازگارا از وطن، نوشتن آن قانون اساسی کذایی و بعد تکذیب کردن! و بعد از استقبال باشکوه از طرف ثروتمندان ایرانی در هتل هیلتون لندن، آخر به بهانه معالجه به آمریکا رفتن و زود در کنار سلطنت طلبها، فرقه رجوی، دخیل به امامزاده کاخ سفید بستن و حالا هم که علنا حقوق بگیر موسسه مطالعاتی جورج بوش شده اند. و یا اینکه آقای ابراهیم نبوی نامه سرگشاده به اتحادیه اروپا بنویسد و از آنها تقاضای دریافت پول برای راه انداختن تلویزیون دیگری برای مبارزه! با رژیم حاکم بر ایران. و آخرین آن که آقای بابک داد که در مقاله اخیر خود به اوباما پیام می دهد که دوازده میلیارد دلار ضبط شده توسط دولت آمریکا را نه به دولت احمدی نژاد، بلکه به ایشان و همفکران ایشان بدهد تا با رژیم ایران مبارزه کنند.
دلخواسته از بابک داد پرسید: ملت ایران از کی به شما و دوستانتان وکالت داده که پول متعلق به ایران را به امثال شماها بدهند و شما تبدیل به حقوق بگیر حرفه ای شوید؟ آقای داد وقتی بعد از پنهان شدن و با شجاعتی قابل تقدیر آن مقالات پرشور را بر علیه کودتا نوشتند، احترامی عمیق در میان امثال من ایجاد کردند. ولی وقتی از ایران خارج شدند و ایشان را در مصاحبه ای مطبوعاتی در کنار آقای مخملباف با آن سابقه و بی اخلاقی دیدم، برایشان پیامی فرستادم که بهتر است حال که وارد محیط ناشناخته ای شده اند، مدتی فقط به مطالعه محیط خود مشغول باشند. متاسفانه پیام اخیر ایشان نشان داد که ایشان نیز پیش از اینکه مبارز راه آزادی باشند، برای قدرت مبارزه می کنند.
دلخواسته خطاب به کاتب ویژه محمد خاتمی نوشت: اگر توان مبارزه ندارید، اصلا وارد مبارزه نشوید زیرا در این برهه فعالان سیاسی وابسته، متاسفانه فراوانند و شما اگر به راه آنها بروید، فعلا از نظر اعتماد در خط سرسپردگی به سلطه خارجی و بیگانگان در آخر صف این کوتوله های وابسته قرار خواهید گرفت.
یادآور می شود این اپوزیسیون لندن نشین 9 اسفند سال گذشته هم در مصاحبه با رادیو زمانه (رادیو بردگان) گفته بود: کم نیستند مخالفانی هم در داخل و هم در خارج که پذیرفته اند نقش احمد چلبی را بازی کنند اما مردم ایران به استقلال کشور اهمیت می دهند و نیروهای مخالف رژیم باید به این عنصر حساس باشند. در فرهنگ ایرانی، هر حرکتی به سوی کشورهای غیر ایران و استفاده از آنها، مترادف خیانت است و بس. در تاریخ بعد از انقلاب، اولین بار آقای بختیار به چنین عملی دست یازید و با تشویق عراق برای حمله به ایران سعی کرد به قدرت بازگردد و بدین وسیله ننگ خیانت را برای همیشه بر خود خرید. او باور کرد که کسی از پیروز سؤال نمی کند! و همین باور سبب شد که مجاهدین مرتکب خودکشی سیاسی شده و عامل صدام شوند.





نويسنده : سجاد جهان بخشی ; ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ آذر ۱۳۸٩




پاتک درازگوش تروا به طعنه رفقا

دیالوگ فتنه گران مدعی اصلاح طلبی با دیگر گروه های اپوزیسیون ضدانقلاب، به «دیالوگ دیگ ها» تبدیل شده است. نمونه این دیالوگ، نوشته سایت جرس است که خود را شعبه و نماینده مدعیان اصلاح طلبی در لندن معرفی می کند.
سایت وابسته به مهاجرانی و کدیور - سران خودخوانده فتنه سبز در خارج- که پس از افتضاح 22 بهمن سال گذشته و پیشنهاد نبوغ آمیز «درازگوش تروا» به شدت تحت فشار و تحقیر ضدانقلاب خارج نشین است، در پاسخ به آنها تاکید کرده که مگر شما خودتان در خارج چه تجمع مهمی ترتیب داده اید که از ما طلبکارید؟!
جرس می نویسد: آیا فعالان جنبش سبز بخصوص خارج نشینان توانستند بعد از 22 بهمن 88 یک گردهمایی ساده تشکیل بدهند. هر کس تصور کند علت رکود اعتراضات، سرکوب حکومت یا ضعف سران جنبش بوده سخت در اشتباه است. وظیفه سران جنبش سبز در چنین شرایطی تعیین تاکتیک های اعتراضی نیست. جنبش به آلترناتیو دیگری برای سران خود نیاز ندارد.
جرس همچنین نوشته است: جالب این است که مرکز اصلی نگرانی در مورد سران جنبش در خارج کشور قرار داشت. از همان جا بندهای بیانیه موسوی افزایش می یافت تا شفاف تر شود! منظور کروبی از دولت مستقر را زودتر از خودش تفسیر می کردند تا خدای ناکرده ابهامی پیش نیاید. خدا را شکر که موسوی و کروبی سازش نکردند و ما امروز شاهد هزاران جانشین سکولار و غیرسکولار که هیچ کدام حتی حاضر نیستند در یک جلسه کنار هم بنشینند، نیستیم!





نويسنده : سجاد جهان بخشی ; ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٩




اغتصاب غذا پای اینترنت با چیپس و کباب و ریحان!

عجب مخمصه فلاکت باری شده این جنجال اعتصاب غذا و روزه سیاسی برای بقایای فتنه سبز!
در پی بی نتیجه ماندن این بازی و بی اعتنایی مطلق نظام، فتنه گرانی چون موسوی و عبدا... نوری و کروبی و شماری از سران گروهک نهضت آزادی مجبور شدند حفظ آبرو کنند و از چند بازداشت شده آشوب ها که مدعی اعتصاب غذا بودند درخواست کنند «چون جنبش به آنها نیاز دارد» اعتصاب؟! خود را بشکنند آنها هم که بازی خورده و به سرعت به غلط کاری افتاده بودند، اطاعت امر کرده و مدعی شدند اعتصاب نکرده را می شکنند! سایت کلمه دراین باره از قول آشوبگران بازداشتی نوشت: به احترام رهبران جنبش و شخصیت ها به اعتصاب غذا پایان می دهیم.
بدین ترتیب یک گرفتاری بزرگ هم از دوش بازیگران نمایش اعتصاب، هم معرکه گیران فتنه- که متهم بودند فقط بلدند اظهار نگرانی کنند و خود دست به اعتصاب غذا نمی زنند- و هم محافل خارج نشین که حاضر نبودند برای چند ساعت جلوی شکمشان را بگیرند برداشته شد! جالب اینکه «ن-ک» کاریکاتوریست خارج نشین به دنبال انتقاد از موسوی و کروبی به خاطر عدم همراهی با شبه اعتصابیون، دیروز- مقارن با انتشار خبر پایان اعتصاب غذا- شیر شد و نوشت: «من نمی توانم از سران جنبش بخواهم که اعتصاب غذا بکنند، یا روزه سیاسی بگیرند، اما خودم چیزی بخورم. من هم با دوستان همراه شده ام. همین چند روز پیش بود که همسر یکی از همین دوستان به من گفت چرا برای همدلی با این گروه، من هم دست به اعتصاب غذا نمی زنم. اما دیده ام چه بر سر کسانی می آید که به مدتی طولانی اعتصاب غذا کرده اند. ]![ من تا حد توانم تا روزی که دوستانم اعتصاب غذای شان را نشکسته اند ]![ غذا نخواهم خورد. این را هم می دانم که بعد از سکته سال پیش، چنین کاری بی دردسر نخواهد بود. امیدوارم همسر این دوست عزیز که به هر طریقی با شوهرش در تماس است، از او بخواهد خودش را زجر ندهد، اما اگر می خواهد راهش را ادامه بدهد تا به نتیجه ای برسد، تا روزی که غذا نخورد، همراهش هستم. من حق ندارم از دوستم بخواهم که جانش را از دست بدهد! این چه درخواستی است؟ اما به تصمیمش احترام می گذارم، ولی امیدوارم که هم او و هم دیگران اعتصابشان را بشکنند»!
اما ماجرا به همین جا ختم نشد. صرف ادعای منافقین جدید در برخی حزب های افراطی نظیر حزب مشارکت مبنی بر دعوت به «روزه سیاسی» با اعتراض تند بی دین های بی نقاب روبرو شد که سال گذشته ترجیح داده بودند در بحبوبه تظاهرت روز جهانی قدس- جمعه آخر ماه مبارک رمضان- تظاهر به روزه خواری کنند. سایت صهیونیستی بالاترین در این زمینه با انتقاد از دعوت به روزه سیاسی نوشت: حزب مشارکت در بیانیه خود می گوید «آنان که در تظاهرات 25 خرداد سال گذشته به خیابان آمدند اکنون به نشانه همبستگی با زندانیان روزه گرفته و دعای افطار برای پیروزی می خوانند». تعیین روزه سیاسی مورد قبول بخش بزرگی از جنبش نیست. نه با اعتصاب غذا سازگار است و نه با تکثر جنبش سبز. این است که حزب مشارکت می گوید صدها هزار معترض، روزه گرفته اند. ما در یک سال گذشته انتقادات مشابهی داشتیم اما به خاطر جو حاکم و پرهیز از متهم شدن به تفرقه اندازی سکوت کردیم اما تا کجا باید ادامه پیدا کند؟ می گوییم نه غزه نه لبنان، می گویند هم غزه هم لبنان. می گوییم اعتصاب غذا، می گویند روزه می گویند اسلام رحمانی و قانون اساسی. به راستی تفرقه انداز کیست؟ آنها که به مصادره گفتار و کردارشان معترضند یا آنها که خواسته ها و حرف های دیگران را در جهت اهداف سیاسی خود تغییر می دهند؟ چرا و تا کی باید نیروهای سکولار این روند را تحمل کنند.
بالاترین در مطلب دیگری نوشت: ماه رمضان نزدیکه. در این ماه مسلمان ها یک ماه از اذان صبح تا مغرب چیزی نمی خورن. اما این روزها هوا گرم و طولانی است. ما که مسلمان نیستیم تا روزه بگیریم. اما آیا ما حاضریم به خاطر مبارزه هیچی نخوریم و گشنگی بکشیم؟ نه حاضر نیستیم! ما فقط کارهای بی خطر می کنیم. مثلاً پای اینترنت، قبل از 22 بهمن یا عاشورا مردم رو تحریک می کنیم بیان بیرون- یه شبه رژیم رو براندازی کنن. اونوقت خودمون خبر آپ لود می کنیم؛ دستگیری 50 نفر، کشته شدن 2 نفر، وعده ما فلان روز انتقام شهدا! گاهی هم با چیپس و پفک به جنگ آپ لود کردن خبر میریم!
سایت خودنویس هم ترجیح داد به خاطر ابراز نگرانی کروبی برای بازداشت شده ها، با او کلنجار برود و بنویسد: این روزها آنها در اعتصاب بودند و من هم از آنجا که جنبش تغییر فاز داده، هر شب در کبابی سر کوچه! سران جنبش هم که در نگرانی به سر می برند من هم تصمیم گرفتم مثل آنها و مثل شیخ شجاع نگران شوم! پدرم می گفت آخوند مرده خوب است اما کروبی برای من شده بود شیخ شجاع! افشاگری می کرد، توپ را توی زمین می انداخت! غوغا می کرد! همه منتظر یک حرکت جدید بودیم که یهو 22خرداد امسال، توپ را برگردون زد تو زمین خودمان! بزرگان جنبش این روزها برای اعتصاب غذا حرف هایی زدند که به قول زهرا رهنورد مرغ پخته که چه عرض کنم لولوی آب پز هم خندش میگیره! نگران شدند بعد از این همه روز و درخواست کردند که اعتصاب را بشکنن! آخه عزیز من! وجدانی تحلیل سیاسی کردی این حرفو زدی؟؟؟ کروبی جان، بی خیال! نگران بچه ها نباش! شما این دفعه توپ رو که نزدی هیچ با لگد زدی توپای بچه های خودمون!





نويسنده : سجاد جهان بخشی ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸٩
طبقه بندی :سیاسی