مراسم بیست و یکمین سالگرد رحلت جانسوز امام خمینی (ره) که با حضور چشمگیر مردم در حرم مطهر حضرت امام همراه بود ، وقایع عبرت آموزی را در پی داشت.
در حالی که رسانه های استکباری حامی سران خیانت کار فتنه و برخی از اندک هواداران موسوی خائن که خود را «مردم» (!!) می نامند ، هنوز هم همان حرف های گذشته را تکرار می کنند و در حالی که موسوی خائن مشغول حمایت از تروریست های پژاک و قاتلین مردم مسلمان است ؛ اما ملت انقلابی ایران که حماسه هایی چون ٩ دی و ٢٢ بهمن را در کارنامۀ خود دارند ، در مراسم سالگرد امام راحل پاسخ خیانت های روز افزون سران فتنه را با شعار های انقلابی خود دادند تا بلکه گوش هایی که خود را به کری زده اند و چشم هایی که جمعیت انبوه ملت انقلابی را نمی بینند و اندک هواداران جنبش فتنه را مردم (!!) خطاب می کنند بفهمند که با مزخرف گویی و مزخرف نویسی در رسانه ها و سایت ها و وبلاگ های دروغ پردازشان فقط خودشان را خسته می کنند.
ملت انقلابی که در حرم امام راحل حضور داشتند ، با شروع سخنرانی رئیس جمهور محبوب خود شروع به دادن شعار هایی در حمایت از او کردند و با شعار هایی چون « مرگ بر موسوی» خشم و نفرت خود را از این عنصر خائن نشان دادند.
و هنگامی که سید حسن خمینی برای سخنرانی در جایگاه حاضر شد ، ملت انقلابی حاضر که از رفتار های اخیر سید حسن در همراهی با عناصر خیانت کاری چون موسوی و کروبی و خاتمی عصبانی بودند با شعارهایی نظیر « بصیرت ، بصیرت » و « وصیت سید احمد ، پیروی از ولایت » مانع از سخنرانی او شدند.
ای کاش سید حسن کمی در خلوت خود فکر کند که چه کرده که مردم انقلابی وصیت پدرش را به او یادآوری می کردند و به آخر و عاقبت میر حسین بنگرد که چگونه خود را تبدیل کرد به یکی از منفور ترین چهره ها در نزد ملت ایران که آنقدر بدبخت شده که جنایت کارانی چون رجوی و سران اسرائیل از او حمایت می کنند و تبدیل شده به عروسک دست دشمنان ایران و تعدادی از فراریان ترسو و پناه آورندگان به استکبار و فریب خوردگان داخلی که از تحلیل درست وقایع عاجزند و دخترکان مانکن نما ؛ گرد او جمع شده اند.
سید حسن باید بداند که موسوی و گروهش آنقدر بیچاره شده اند که برای زنده نگه داشتن فتنۀ بعد از انتخابات و برای فریب ساده دلان به فتوشاپ روی آورده اند تا مثلاً نشان دهند که هنوز هم هوادار دارند ولی در مراسم سالگرد امام آنچه که سید حسن و همۀ مردم به چشم خود دیدند و به گوش خود شنیدند ، فتوشاپی نبود.
با وجود حماسۀبزرگ ملی ملت غیور ایران در 9 دی و 22 بهمن که برای همیشه در تاریخ سیاسی ایران ثبت شد ؛ اما توهمات سران فتنه هم چنان ادامه دارد.
سران فتنه اگر از ابتدا درک صحیحی از خصوصیات ملت ایران داشتند هرگز اعمال رقت انگیز خود را به جایی نمی رساندند که ملت ایران شعار مرگ بر موسوی را نثار آنها کنند.
جالب است که عالیجنابان فتنه گر ادعا دارند که می خواهند برای سالگرد خیانت های رقت انگیزشان یک راهپیمایی در سطح ملی به راه بیاندازند!!!
عجب توهم بزرگی!!
با پایان یافتن فصل فوتبال ، دوران نقل و انتقالات شروع می گردد که در پی آن باشگاه های دولتی که از بودجۀ عمومی ارتزاق می کنند ، پول های باد آورده را به پای بایکنان اکثراً بی هنر می ریزند.
سال قبل در فصل نقل و انتقالات مردم ایران با شنیدن رقم دریافتی دروازه بان تیم سپاهان که بالغ بر ٧٠٠ میلیون تومان می شد ، شوکه شدند اما امسال دیگر پرداخت چنین ارقامی از سوی باشگاه سپاهان عادی است و خبر ها حاکی از رقم های میلیاردی است که از جیب مردم به حساب های بانکی فوتبالیست ها منتقل می شود.
در این بین برخی اظهار نظر ها بسیار جالب است.مثلاً در یکی از برنامه های ورزشی شبکۀ دوم سیما ، مجری برنامه می گوید که اگر فوتبالیست ها رقم های کلانی را دریافت می کنند در عوض کار بسیار سختی دارند که لازم است خورد و خوراک خوب ، استراحت کافی و خواب خوب ، امکانات مناسب و... را داشته باشند!! بله! این است سختی های این شغل.کافی است آن را با کار در معدن مقایسه کنید!
چند روز قبل یکی از مدافعان ملی پوش باشگاه سپاهان در جواب سؤالی با مضمون دریافتی های کلان فوتبالیست ها می گوید کی گفته ماها پول زیادی می گیریم؟ در طول فصل معلوم نیست کی پولمان را بدهند(!!) و تازه اگر در یک بازی زیاد گل بخوریم ما را جریمه هم می کنند(!!!)
جالب اینکه این بازیکنان مدعی حتی از بازیکنان کشور هایی چون سوئد و کرواسی که دارای مقام های جهانی هستند و حتی از بازیکنان باشگاه های امریکایی که خود شان با روش های اقتصادی درآمد دارند نیز بیشتر و حتی چند برابر دریافتی دارند.
ولی از رساندن مردم کشور به حتی یکی از آرزوهای ورزشی شان همچون رفتن به جام جهانی یا قهرمانی های قاره ای عاجزند.
در این بین بیشترین اخبار از پرداخت رقم های سنگین از باشگاه سپاهان و تیم های صنعتی منتشر می شود.
روزنامه ها با هر بازیکنی که مصاحبه می کنند مدعی است که یک پیشنهاد یک میلیاردی از سپاهان دارد. و در حالی که مردم از شنیدن پرداخت رقم یک میلیارد و دویست میلیونی به جانواریو شوکه هستند ، روزنامه ها خبر از پیشنهاد یک میلیارد و ششصد میلیونی این باشگاه به خسرو حیدری می دهند!
و در حالی که می بینیم باشگاهی چون استیل آذین که اگر خرجی هم می کند از بیت المال نیست ، پیشنهاد یک میلیاردی به دروازه بانی چون مهدی رحمتی می کند امام در نهایت این باشگاه سپاهان است که با او قرارداد می بندد.حال آیا باور کنیم که رحمتی یک میلیارد را رها کرده و ۴٠٠ میلیون از سپاهان گرفته؟
و پرداخت رقم های سنگین از سوی این باشگاه در حالی ادامه دارد که تیم های پر طرفداری چون پرسپولیس و استقلال از پرداخت چنین رقم هایی عاجزند در حالی که اگر قرار باشد بودجۀ عمومی را که حق مردم است به کسی بدهند ، این باشگاه های پرسپولیس و استقلال هستند که به خاطر طرفداران میلیونی خود مستحق هستند.
اما مطمئناً مردم از پرداخت رقم هایی این چنین سنگین از طرف تیم هایی که عاشقانه دوستشان دارند نیز نا راضی اند.
اما روی صحبت با مسئولین و رسانه ها است.هر ساله در چنین روزهایی همین بلوا درست می شود و با اعتراضات عمومی ، مقامات دولتی و مجلسی یک نامه می دهند و به باشگاه ها دستور می دهند که چنین پرداخت هایی نداشته باشند.ولی باز هم همان آش است و همان کاسه!
آیا وزارت صنایع نمی تواند بودجۀ سالانۀ باشگاهی چون سپاهان را به رقم های معقول کاهش دهد؟چرا باشگاهی که از پر کردن ورزشگاه ٧ هزار نفری هم عاجز است باید بودجۀ ٢۵ میلیاردی اش را ابتدای فصل نقل و انتقالات از بیت المال دریافت کند اما پر طرفدارترین تیم های آسیا بودجۀ ۵ میلیاردی شان را قطره چکانی بگیرند؟
چرا برنامه های سیما همچون برنامه نود می تواند به اینکه پرسپولیس به دو بازیکن برای دو سال یک میلیارد داده (یعنی هر بازیکن سالی ٢۵٠ میلیون که البته این هم خیلی زیاد است) اعتراض کنند اما وقتی باشگاه سپاهان به یک بازیکن میلیاردی پول می دهد سکوت می کنند؟
درخواست مردم از ریاست جمهور این است که از حیف و میل کردن بیت المال جلوگیری کند.وقتی در کشور ما یک کارمند ماهانه ۴٠٠ هزار تومان می گیرد چرا یک فوتبالیست باید ماهی ۵٠ میلیون تومان و حتی بیشتر بگیرد؟
آقای رئیس جمهور !فکری به حال این بریز و بپاش ها بکنید.
میر حسین موسوی در این یک سال حقیقت وجودی خود را آشکار کرد.ملت ایران اکنون خدا را شکر می کنند که مملکت اسلامی به دست عنصر خائنی چون موسوی نیفتاد.کسی که برای بدست آوردن حمایت بیگانگان حتی ننگ حمایت از تروریست های پژاک را هم به جان می خرد ، معلوم نبود که در صورت به قدرت رسیدن چه بلایی بر سر مملکت امام زمان (عج) می آورد.
میزان حماقت و بی شرمی این عنصر خائن به حدی رسیده که از دیروز که خبر اعدام برادر سرکردۀ گروهک ریگی را شنیدم ؛ منتظرم که یک بیانیه خائنانۀ دیگر منتشر کند و به اعدام این سفاک قاتل که دستش به خون بسیاری از هم وطنان بی گناهمان آغشته شده است ، اعتراض نماید!
فقط حیف که این عنصر خائن کمی دیر سر از تخم بیرون آورد و اگر نه به اعدام صدام حسین کافر هم اعتراض می کرد و این ننگ را هم به جان می خرید!!
خدا رحمت کند شهید آیت را که از همان اول انقلاب این عنصر خائن را به خوبی شناخت .
دوران خدمت سربازی : سخت ولی سرشار از خاطرات شیرین!
سلام. بسیاری از دوستان و همراهان زادبوم دربارۀ غیبت حقیر در این چند وقت پرسیده اند که در این باره عارضم که در حال گذراندن دوران خدمت سربازی بوده و هستم.البته با پایان یافتن دوران آموزشی از این به بعد فعالیت بیشتری خواهم داشت.
انشا الله در آینده مطالب بیشتری از خاطرات این دوران را برایتان می نویسم.
مقصد موسوی کجاست؟
آن روزها که جناب میر حسین برای فریب مردم تلاش می کرد (سال پیش در چنین روزهایی را عرض می کنم) , شاید کمتر کسی چنین آخر و عاقبت خفت باری را برایش پیش بینی می کرد.
ولی جناب میر حسین در پیمودن مسیر خیانت , چنان اصرار داشت که پس از مدتی به چهرۀ منفوری در نزد ملت ایران تبدیل شد.
اکنون کسانی که در احوالات این کاندیدای شکست خورده از ملت , دقت کرده اند , از هیچ یک از رفتارهای او تعجب نمی کنند ولی شاید مردم عادی که خیلی سیاسی نیستند بسیار متعجب شدند وقتی که بیانیۀ میر حسین را در حمایت از چند تروریست ملعون مشاهده کردند.
در حالی که هنوز چند روز بیشتر از به خاک سپاری پیکر های پاک سه شهید اراکی نمی گذرد , موسوی که مدعی بود برای خدمت به مردم تلاش می کند (!!) از همدستان قاتلان این شهدا علناً حمایت می کند.
هر کس که چون من شاهد گریۀ کودک خردسال یکی از این شهدا بود و هر کس که می تواند عمق ناراحتی خانواده های این شهدا و نامردی گروهک تروریستی پژاک را درک کند با من موافق است اگر بگویم :
جناب میر حسین موسوی ! لعنت بر تو که ننگ حمایت از تروریست هارا تا ابد برای خودت خریدی.اگر چه که می دانم خیلی احمق تر و نادان تر از این حرف ها هستی که عمق این ننگ ابدی را درک کنی!
همانطور که پیش بینی می شد ، 22 بهمن امسال باشکوه تر از سالهای قبل و با عظمت شگفت انگیز برگزار شد.اما در این بین ، سران فرقۀ سبز و سایت های ضد مردم، که نمی توانستند حضور خروشان ملت را تحمل کنند ، سعی کردند تا با چند عکس فتوشاپی و تغییر رنگ پرچم های مردم به رنگ لجن سبز ، آبرو داری کنند.در حالی که نمی دانند که سیل ملت ، لجن سبز را شسته و به فاضلاب تاریخ ریخته است.
برخی دروغ های فتنه گران آنقدر شاخدار است که هیچ بعید نیست ادعا کنند که آن کس که در جمع مردم در میدان آزادی سخنرانی کرد ، میر حسین موسوی بوده ، نه محمود احمدی نژاد!!!!
ریزش شدید نیروهای لجن سبز به حدی است که اگر در تجمع 25 خرداد چند هزار نفر فریب موسوی دجال را خورده بودند ، و اگر در اغتشاشات بعدی آدم های شیطان جوی موسوی به چند صد نفر تقلیل یافتند ، اما در 22 بهمن حتی یک نفر ، تاکید می کنم حتی یک نفر هم حامی مزدوران نبود. و این در حالی است که تبلیغات فراوانی برای از بین بردن اتحاد ملت از سوی حامیان انگلیسی و امریکایی فتنه گران به راه افتاده بود و به بسیاری از مردم برای حمایت از دشمنان ملت ، پیشنهاد های دویست هزار تومانی و بیشتر شده بود.اما ملت ایران هرگز عزت و افتخار و دین و میهن خود را به فتنه گران مزدور نخواهد فروخت.
فقط یک سأال باقی می ماند از کسانی که دروغ های فتنه گران را باور می کنند:
اگر به ادعای برخی سایت های ضد انقلاب و دشمنان ملت ، جمعیت هواداران فتنۀ سبز آنقدر زیاد است که در راهپیمایی 22 بهمن ، میدان آزادی و خیابان های اطراف در تصرف آنها بوده ، پس چرا به جز عکس های فتو شاپی حتی یک ثانیه فیلم مستند از این ادعای دروغین وجود ندارد؟
پس چرا دشمنان ملت برای نشان دادن حامیان خود به ترفند های فتوشاپی متوسل می شوند؟
فردا 22 بهمن ، سالگرد پیروزی انقلاب ملت ایران است.معمولاً در 22 بهمن سالهای قبل ، طوفان عظیمی به وقوع می پیوست و موجب می شد که دشمنان ملت تا مدتی در کما فرو بروند.اما پیش بینی ها حاکی است که طوفان فردا بسیار سهمگین تر و عظیم تر است.لذا به سران فتنه توصیه می شود که برای فرار از عواقب طوفان عظیم ملت ، به سوراخ موش پناه ببرند.بدین وسیله اعلام می دارم که آمادگی تهیۀ چند سوراخ موش شیک و مبله با امکانات « ماهوارۀ مستقیم به BBC و VOA ، خط تلفن مستقیم به اوباما و نتانیاهو برای درد دل ، آب یخ برای رفع آتش گرفتگی ، پماد سوختگی ، قرص مسکن ضد سر درد شدید » و سایر امکانات درخواستی را داریم.
در ضمن ، این روزها برخی ایمیل ها و پیامک های دریافتی حاکی از آن است که سران فتنه با دریافت بودجه ای هنگفت از دولت های غربی به خصوص امریکا ، به هر کس که از جانش سیر شده و قصد وطن فروشی و ایستادن در مقابل سیل عظیم ملت را داشته باشد ؛ مبلغ یک صد هزار تومان نقداً پرداخت می کنند.در این خصوص توصیه می شود که عالی جنابان فتنه گر این بودجه را صرف هزینۀ کرایۀ سوراخ موش و لوازم مربوطه بفرمایند.چرا که با توجه به خشم انقلابی ملت و احتمال سکتۀ ناقص ایشان ، نسیه نمی دهیم.حتی به شما آقای موسوی عزیز!
برای هواداران متعصب پرسپولیس و از جمله خود بنده ، بردن دربی به اندازۀ یک قهرمانی خوشحال کننده است.اتفاقی که امروز و در شصت و هشتمین بازی بین دو تیم پرسپولیس و استقلال رخ داد.
این برد البته با گل دیدنی کریم باقری به یاد ماندنی تر شد.
حالا دیگر علی دایی همچون مصطفی دنیزلی ، فارغ از هر نتیجه ای که در پایان فصل بگیرد ، از حمایت هواداران برخوردار است. خوشحال کننده است که به امید خدا امسال پس از چند سال در ابتدای تابستان و فصل نقل و انتقالات ، و در حالی که رقبا در حال به تور انداختن ستاره ها هستند ، تیم ما دیگر به دنبال یافتن سر مربی اش نیست!
امیدوارم پرسپولیس امسال حداقل سهمیۀ آسیایی را بگیرد تا به یاری خدای متعال ، علی دایی برای فصل بعد با تقویت این تیم و افزودن چند بازیکن مخصوصاً در خط دفاع و شروع زودهنگام تمرینات پیش فصل ، تیم را برای قهرمانی آسیا ببندد.
به اعتقاد من تیم کنونی در صورتی که کمی تقویت شود و اگر تمامی بازیکنان با تمرینات منظم به حد نهایی آمادگی برسند ، قدرت به دست آوردن مقام آسیایی را دارد.خصوصاً آنکه شخصیتی همانند علی دایی هدایت فنی آن را بر عهده دارد.
امیدوارم علی دایی سالهای سال در رأس کادر فنی پرسپولیس باقی بماند.او لیاقتش را دارد.
اما امروز یک پیروزی دیگر هم برای هواداران قرمزدوست به دست آمد و آن اینکه برای چندمین بار و در نظر سنجی های پیامکی ، ثابت شد که تعداد هواداران پرسپولیس بسیار بیشتر از آبی هاست.هنگامی که در برنامۀ تلویزیونی امروز ، 58 درصد شرکت کنندگان به گزینۀ پرسپولیس رأی دادند.
البته ای کاش مسئولین امر توجه داشته باشند که این دو تیم پر طرفدار نیازمند حمایت جدی تری هستند و اگر بودجۀ تیمی مثل سپاهان 20 میلیارد است ، عدالت حکم می کند که بودجۀ پرسپولیس و استقلال 200 میلیارد باشد.البته نه اینکه این پول به جیب بازیکنان برود! به هیچ وجه!
بحث آن است که منطقی نیست که باشگاه پر طرفداری همانند پرسپولیس ، حتی یک زمین تمرین ساده هم نداشته باشد و در مقابل سپاهان به اعتراف خودشان پر امکانات ترین باشگاه کشور باشد و در چندین رشته و حتی برای بانوان هم تیم داری کند.حال آنکه پرسپولیس حتی از پس مخارج تیم فوتبال بزرگسالانش هم به سختی بر می آید چه برسد به سرمایه گذاری برای رده های سنی و تیم های بانوان !
